خرید بک لینک
بیخیال نشدم ولی به شدت خسته ام. تا کی تحمل کنم؟؟؟ دیگه نمیتونم. حالم بده... تو سرم هزارتا فکر میچرخه...هزارتا.... تو قلبم هزارتا درد هست. تو گلوم بغض... میدونی خدایا دیگه نمیخوام تحمل کنم. قسم میخورم دیگه تحمل نمیکنم. فقط تا آخر تابستون تحمل میکنم...بعدش دیگه نه. میدونم اصلا اینکه من تحمل کنم یا نه برات مهم نیس و چیزی از تو کم نمیشه چ من باشم چ نباشم. اما نه دیگه... روزهای بی هدف...بی ثمر... بی نتیجه... دیگه آخرین باریه ک اینجا مینویسم. دفعه بعد به خودت بستگی داره چی بنویسم. یا از تو و این وبلاگ خداحافظی میکنم یا میگم خدایا شکرت ک بالاخره بهم نگاه کردی... همین. دیگه تا آخر شهریور فقط مهلت دارم نه بیشتر... خدایا دیگه کاری نمیکنم فقط منتظرتم. اگه هستی بهم نگاه کن. اگه نگاه نکنی میفهمم دیگه منو بعنوان بنده ت دوست نداری... دیگه خودت هرجور صلاح میدونی... 

برچسب: نویسنده: یاسین کاشفی تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 19:07

سلام. خوبی؟ ساعت حدود یه ربع به دوازده شبه و من تو تاریکی اتاق دارم برات مینویسم. خوبی؟ احوال روزگارت خوبه؟ فردا ۳۰ آذره... شب یلدا... فردا یک دقیقه بیشتر ندارمت... فردا یک دقیقه بیشتر دلتنگتم... راستی الان شهر حافظ و سعدی ام. امروز فال گرفتم. باز هم امید واهی داد که میاد...که برمیگردی... دلتنگی دیگه تمام وجودمو و تک تک ذره و سلول هامو گرفته. دیگه من شدم خود تو... تو تک تک ثانیه هام نفوذ کردی. خیلی تغییر کردم خیلی زیاد... کاش بیای و ببینی... من هنوزم مثل روز اول و شاید بیشتر دوستت دارم. فردا حسابی خوش بگذرون. یک دقیقه بیشتر بخند و شاد باش. دوستت دارم. شب یلدات مبارک❤

برچسب: نویسنده: یاسین کاشفی تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 19:07

این روزها بیشتر از همیشه بهت احتیاج دارم... مثل پارسال...مثل دیروز... مثل امروز... مثل فردا... من همیشه بهت احتیاج دارم...من برام مهم نیست کتابای روانشناسی و آدم های اطرافم چی میگن من عشق رو ازت گدایی میکنم... محبت رو همینطور...من سالها صبر کردم که اگه بشه فقط یک بار دیگه ببینمت. من بهت احتیاج دارم. یه حسی بهم میگه انگار زیاد زنده نیستم. کاش حتی شده یکروز قبل مرگم ببینمت باهات حرف برنم بغلت کنم و بگم چقدر عمیقا متاسفم.. بگم چقدر مقصر بودم و چقدر احمقانه رفتار کردم. تو شبیه هیچکس نیستی تو بهترین مخلوق خدا بودی و هستی... من منتطرتم. من دوستت دارم. من سرتا پای وجودم پر شده از تو.... برگرد...

برچسب: نویسنده: یاسین کاشفی تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 19:07

صفحه بندی